رکسانا جونرکسانا جون، تا این لحظه: 13 سال و 6 ماه و 5 روز سن داره

رکسانا فرشته کوچولوی من

گریه شبانه

الهی من فدات بشم جوجه قشنگم شنیدم دیشب تا چهار صبح گریه می کردی. کاش زودتر دل دردت خوب شه عزیز دلم بمیرم برات نفسم. تو رو که تو این وضع می بینیم همه کلافه می شیم .           ...
23 ارديبهشت 1392

دیدن روی ماهت برای اولین بار

امروز دیگه نتونستم دوری تو تحمل کنم اومدم روی ماهتو دیدم عزیز دلم. وقتی برای اولین بار دیدمت خیلی کوچیک تر از اونی بودی که تصور می کردم نفسم. اونقدر کوچیک که می ترسیدم بغلت کنم مثل یه گل نازک و شکننده بودی اما نتونستم مقاومت کنم و بالاخره بغلت کردم فرشته کوچولوی معصوم من. هر چی ازت دور بودم رو تلافی کردم. نمی دونی چقدر دوست دارم جوجه کوچولوی من. از دستها و پاهای ظریفت عکس گرفتم تا یه روز خودت ببینی موجود کوچولوی دوست داشتی من.       ...
11 ارديبهشت 1392

جوجه بعد از اولین حمام

دختر قشنگم این اولین مطالبه که مامان برای تو می نویسه تا وقتی که بزرگ شدی بدونی که چقدر عاشقت بودم. فدات بشم عشق من که اینقدر راحت بعد از حمام خوابیدی. فقط خدا می دونه وقتی خوابی چه خوابایی می بینی عزیز دلم. اینقدر کوچیک و بی دفاعی که نمی تونم یک لحظه ازت چشم بردارم عمر من. دوست دارم عزیز دلم......   ...
10 ارديبهشت 1392